امـروز اگــر مـــراد تو برناید فـــردا رسـى به دولت آبا بر
چندین هزار امید بنى آدم طوقى شده به گردن فردا بر
(منبع: برگزیدهى شعر فارسى: دورهى طاهریان، صفاریان، سامانیان، آل بویه؛ دکتر محمد معین، انتشارات معین، ص ۵۳)
گاهنوشتههای بلال بحرانی
(منبع: برگزیدهى شعر فارسى: دورهى طاهریان، صفاریان، سامانیان، آل بویه؛ دکتر محمد معین، انتشارات معین، ص ۵۳)
باد
در جنگل درونم
شاخ و برگهاى وحشى را
آرام به هم مىزند
...
(احتمالاً ادامه دارد!)
...
باید بروم،
این بهمن کوچک را ترک کنم
اسفند را
بهار را هم ...
...
(گروس عبدالملکیان؛ از مجموعهى «حفرهها»)
وزنِ «فَعِلُن فَعِلُن فَعِلُن فَعِلُن» یا «متدارک مثمن مخبون» را عروضیان قدیم «رَکضالخیل» نامیدهاند. «رَکضالخیل» در لغت یعنى «دویدن و به تاخت رفتن اسبان» و این نامگذارى بدان سبب بودهاست که وزن یاد شده، درست صداى دویدن اسب را به ذهن مىرسانَد؛ یعنى همان صداى «پُتیکو پُتیکو ...»! ببینید:
پُ تِ کو / پُ تِ کو / پُ تِ کو / پُ تِ کو
فَ عِ لُن /فَ عِ لُن /فَ عِ لُن /فَ عِ لُن
شاید بتوان گفت که این یکى از مناسبترین و بهجاترین و بامُسَمّاترین نامگذارىها در ادبیات کهن است.
شمس قیس رازى در «المعجم» براى «رَکضالخیل» این نمونه را آوردهاست:
چگلى صنمى که دلم ببرد پس از آن به بلا و عنا سپرد
نمونهى دیگر، این بیتِ سلمان ساوجى است:
چو رُخت نبوَد گُل باغ اِرَم چو قدت نبوَد قدِ سروِ چمن
این بیتها از پژمان بختیارى نیز در وزن «رَکضالخیل» سروده شدهاست:
تو صفادِهِ عشق و وفاى منى تو فرشتهى بام و سراى منى
تو نمـکزن شـور و نواى منى تو بقـا، تو نشان بقـاى مـنى
...
مولانا نیز غزلى در این وزن دارد (البته در بیت دوم کمى از وزن خارج مىشود۱؛ مولانا خیلى در بند قواعد شعر نیست):
دلِ من، دلِ من، دلِ من برِ تو رُخِ تـو، رُخِ تـو، رُخِ بافَــرِ تـو
صنمـا، صنما، اگر جان طلبى بدهم، بدهم، به جان و سرِ تو
کفِ تو، کفِ تو، کفِ رحمتِ تو لبِ تـو، لبِ تـو، لبِ شکــَّرِ تو
دَمِ تو، دَمِ تو، دَمِ جانوَشِ تو مىِ تو، مىِ تو، مىِ چون زَرِ تو
...
اگر دوستان شعرهاى دیگرى در وزن «رَکضالخیل» سراغ دارند، در نظرات بنویسند تا دیگر مراجعهکنندگان احتمالىِ این صفحه نیز بخوانند و لذت ببرند.
۱ ـ استاد دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى در پاورقى این غزل چنین نوشتهاست:
«عروض بیت دوم با دیگر ابیات متفاوت است. آیا صورت اصلىِ سخن مولانا همین است؟ در تمام ابیات این غزل، هر مصراع برابر چهار فَعِلُن است ولى در این بیت کلماتِ «اگر جان» و «به جان و» برابرِ فعولن است و قدرى خارج از وزن مىنماید. شاید در حلقهى سماع، یاران مولانا، این کلمات را به گونهاى خاص تلفظ مىکردهاند.» (غزلیات شمس تبریز، مولانا جالاالدین محمد بلخى، مقدمه، گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعى کدکنى، تهران: سخن، ۱۳۸۸.)